حافظ:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارارا

..................

امیرحسین گروسی شاعر کرد:

اگر آن کرد گروسی به دست آرد دل مارا

بدو بخشم تن و دست و سر و پا را

جوان مردی بدان باشد که ملک خویشتن بخشی

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

.................

دکتر انوشه:

اگر آن مه رخ تهران به دست آرد دل ما را

به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را

تن و دست و سر و پا را به خاک گور می بخشند

نه به آن مه لقای ما که شور افکنده دنیا را

..............

یاسر:

اگر آن آهوی آذر بدست آرد دل مارا

به یک چشمی بدو بخشم تمام عشق والا را

بود جزیی تن و دست و سر و پا

دگر جزءش تمام روح و معنارا

عاشقی بدان باشد که هر چه داری بخشی

که کرد و انوشه میبخشند نیمی از عشق اعلا را

تو ای دکتر بدان یاسر که بخشد عشق والا را

چه غم دارد اگر بخشد شهنشاهی دنیا را

 تو ای حافظ به چه نازی؟ که میگویی دمادم این

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

که عاشق در رکاب دل شود پادشه دنیا

به یک ابرو همی بخشد همه خشکی و دریا را